|
-----------------------------------------------------------------------------------------------
با عرض پوزش لطفا بخونید!!!!!
این قسمت از دفتر نوشته های من به نام «حرفی برای گفتن!» انتخاب شده است.
***********************************************************
صدای سکوت همچنان باقی است!
باز دوباره قلم را به حافظه سپردم تا برگی از خاطرات ز ذهن کوچک و پردرد خویش
بگشایم این بار یادی می کنم از معصومیتی از دست رفته در هاله ای از سکوت که
بی پروا در گوشه ای از ذهنم با سکوتی دلگیر رو به عظمتی از دست رفته می نگرد.
اینجا دردی نیست جز سکوت،جز ترس،جز حمایتی که چیزی به همراه ندارد مگر
باقی ماندن به لحظه ای اضافه تر آن هم به قیمت پژمردن یک گل.
من آزادم اما نه وقتی او به من می نگرد!
من یک کبوتر آزادم اما نه هنگامی که او یک شکارچی است!
من یک...
آه!خدایاسکوتم بهر چیست؟
نمی دانم! در این ورطه آخر ز چکاری سرگشته و مشغولم.
باز هم می گویم و همیشه خواهم گفت:اینجا صدای سکوت را هیچ کسی نیست که
مرهمی دوستانه زند.
هر چه گفتیم باز آخر اینجا:
«صدای سکوت همچنان باقی است.»
از مجموعه دست نوشته های من:داود رجبیان
-----------------------------------------------------------------------------------------------

|